نقل قولهایی از منقدان تیاتری پس از اجرای نمایشنامه‌های اهارون


"کارگردان احساسات ما- تماشاگران را چنان تکانی می‌دهد که ما دوباره پاک می‌شویم، سپس در جریان نماییش نامه درد رقّتبار تلفات را احساس می‌کنیم و با احساس تصفیه و تزکیه نفس آشنا می‌شویم، احساس خوشبختی از آن که زیبایی، عشق و مهری که در دنیا منحل شده است، ریشه‌کن‌ناپذیر است. و به این خاطر یوسف گمگشته به کنعان باز می‌آید...”

ن. کورنووان انا استپنوا

"حالت باورناکردنی رخ می‌دهد، فروریختگیها به عمق بیکران قرنها باز می‌شوند، روزگار کهن با چشمان خیالی باز و بی‌آلایش هنرمندان به ما نظر می‌دوزد..”

ن. کورنووان انا استپنوا

"یوسف گمگشته باز آید به کنعان...” به طور قطعی از روندی بی‌نهایت موفّق بنیاد مکتب ملّی کار‌گردانی در تاجیکستان درک داد و این مکتب در همه سطوح رقابت‌پذیر است.”

ا. ناگورنیچنيخ

در “اسفندیار” غضب، خشم و حرمت به صورت زيبای بی‌رحمانه نمایش داده می‌شود که دل را به طور ترسناک مفتون می نمايد. از صحنه نفس شرق رام ناشده، تسکین ندیده و باتکبّر می‌دمد.

انا استپنوا

تئاتر اعتقاد را گم کده بود، تئاتر سخن را گم کرده بود، تئاتر آهنگ را گم کرده بود. امّا "اهارون" اعتقاد، سخن، حرکت و آهنگ را زنده کرد. اسرار گمشده‌ای را پدید آورد، ما را بار دیگر با خود آشنا کرد

ا. سیمان اف



























"تئاتر اعتقاد، سخن و آهنگ را گم کرده بود. امّا "اهارون" اين ها را زنده کرد. اسرار گمشده‌ای را پدید آورد، ما را بار دیگر با خود آشنا کرد.”

و. داینیچینکو